من یک کودک تئاترم . نامم مجید بهرامی(گزارشی از نمایشنامه خوانی دو دلقک و نصفی)

نور به صحنه می‌تابد ، در سمت راست و چپ صحنه درخت‌هایی فلزی با نور آبی دیده می‌شود، در وسط صحنه سطح شیب‌داری از چوب دیده می‌شود و سه میز که از جعبه‌های چوبی ساخته شده است.

صابر ابر در وسط ، نگار جواهریان در سمت چپ و علی سرابی در سمت راست و در انتهای صحنه نیز گروه نوازنده موسیقی نشسته‌اند.

در انتهای نمایش گروه موسیقی «میرزا» به سرپرستی بابک میرزاخانی قطعه‌ای را اجرا می‌کند.

هنرمند، بدی را خوب می‌شناسد

پس از اجرای نمایش و تشویق بی‌وقفه تماشاگران مسعود کیمیایی کارگردان این اجرا به دعوت نگار جواهریان به روی صحنه می‌آید و می‌گوید: «من نمی‌دانم درباره‌ بیماری بهرامی و کمک کردن چیزی بگویم، بطور قطع هنرمند احتیاجی به کمک ندارد زیرا در بد جایی زندگی می‌کند و بدی را خوب می‌شناسد و می‌داند چکار کند اما ما احتیاج داریم به او کمک کنیم.»

سپس رضا کیانیان برای خواندن نامه‌ مجید بهرامی به روی صحنه می‌آ‌ید و می‌گوید: «هنگام ورود به سالن، زمانی که داشتم بر روی لوح جلوی در برای مجید بهرامی می‌نوشتم که «منتظریم تا ببینیمت»، آقای ثروتی به من گفت، مجید نامه‌ای نوشته است و خواسته که یکی از بازیگران آن را بخواند. چون هنوز مرا به عنوان بازیگر قبول دارند، خواستند که این نامه را بخوانم.»

او ادامه می‌دهد: «من در پاسخ به ثروتی گفتم، من اصلا نمی‌توانم این متن را ببینم چون عینکم را نیاورده‌ام اما او عینکی پیدا کرد و برایم آورد که نمی‌دانم برای چه کسی است اما در هر صورت ممنون هستم.»

رضا کیانیان سپس نامه‌ مجید بهرامی را خواند.

مجید بهرامی در نامه‌اش نوشته است:

" خانم‌ها و آقایان سلام

من یک کودک تئاترم . نامم مجید بهرامی است. آنجا که شما نشسته‌اید نامش تئاتر: یک تاریکی بی‌انتها که خورشید در آن غرق، سرد و خاموش شده است و شما تماشاگران هستید، به انتظار نشسته بر گدازه‌های سرد شده خورشید برشن‌های ساحلی کف آلود در شب کشتی شکستگان.

من بیمارم. خرچنگ بد ذات دوباره مرا به ستیزه خوانده. شما دوباره دور هم جمع شده‌اید به یاد من، به امید من و من به خودم می‌گویم. «هی مرد گنده گریه نکن». تئاتر اتاقی است تاریک از گدازه‌های سرد خورشید که در آن قومی دور هم جمع می‌شوند تا رنجی را تسکین دهند، تا دردی را درمان کنند. این رنج‌های بی‌پایان را ، این دردهای بی‌درمان را . تئاتر نجات ما است. شفای ما است، آخرین امید ماست.

در میانتان نفس می‌کشم و با فروتنی دوستتان دارم .

مجید بهرامی / کلینیک پیوند مغز استخوان – توبینگن – آلمان»

می‌خواهم از آرزویم بگویم

پس از خواندن نامه، کیانیان در سخنانی یادآور می‌شود: «می‌خوام از آرزویم بگویم. هنگامی که گروه موسیقی در انتهای این مراسم نواخت آرزو کردم، شما هم آرزو کنید تا درهای تمام صحنه‌های ایران به روی گروهای موسیقی باز شود.»

جلال تهرانی که سرپرستی اجرای این نمایشنامه خوانی را برعهده داشت در انتهای این مراسم در سخنانی می‌گوید: «از اکبر زنجانپور که سالن و دکور را برای اجرای این برنامه در اختیار ما قرار دادند، صمیمانه سپاسگزاریم.»

در بیرون از سالن گیشه‌ها همچنان برقرار است تا اگر کسی می‌خواهد این صندوق را نه تنها به خاطر مجید بهرامی بلکه برای گذاشتن بنیادی برای کمک به بیماران فرهنگی و تئاتر پر کند، باشد.»

تهرانی قبل از شروع برنامه نیز در سخنانی گفته بود: «این کار، یک حرکت فرهنگی و اجتماعی است و نمی‌خواهیم واژه خیریه در آن بکار برود. بهرامی نیز در این حرکت فرهنگی حضور فعال و نمادین دارد و حال او از همه‌ی ما بهتر است.»

صحبت‌های ابتدای او با تشویق بسیار تماشاگران همراه شد.

 مجید سرسنگی(مدیر عامل خانه هنرمندان)، محمدرضا طالقانی(پیشکسوت کشتی)، حمید استیلی( فوتبالیست سابق)، رامبد جوان، بهنوش بختیاری، اشکان خطیبی، اتابک نادری، هاله مشتاقی‌نیا بازیگر علیرضا لرستانی( کشتی گیر سابق)، ساناز سید اصفهانی (نویسنده)، نادر فلاح، مسعود دلخواه از جمله مهمانان این برنامه‌ی نمایشنامه‌خوانی بودند.

در طول اجرای نمایشنامه‌خوانی عکس برداری ممنوع بود که به نظر می رسید با دلخوری برخی از عکاسان همراه شد.

بانی فیلم آنلاین

/ 0 نظر / 6 بازدید