دریای عمیق ذهن!یادداشتی برای ((آسمان زرد کم عمق))

«آسمان زرد کم عمق» ضیافتی ذهنی و سینمایی برای مخاطب تشنه است تا از جادوی

 سینما سیراب شود، اما در عین حال به شیوه​ای قابل درک، قابلیت همراه کردن مخاطبانی

 را دارد که دنبال سینمایی سرراست و قابل فهم هستند. توکلی، زندگی غزل و مهران(ترانه

 علیدوستی و صابر ابر)   را دستمایه قرار داده و بنابه سیر تغییر و دگردیسی غریبی که

 بر اثر حضور آنها در خانه ای قدیمی رخ می دهد، دست به خلق اثر تازه اش زده

 است.

    پیشبرد درام در آثار بهرام توکلی همواره بر یک اصل استوار است؛ ادای دین به

 

ماهیت سینما به عنوان دریچه رو به دنیای سیال ذهن با هدف سرشار شدن از لذت بی

 

نظیر سفر ذهنی مخاطب و کشف قابلیت های نامحدود تخیل و تصور در اتمسفر نامحدود و

 

 بی مرز سینما. آسمان زرد کم عمق در همین مسیر گام بر می دارد.

 


    رسیدن به مرحله تصویری کردن جریان سیال ذهن روی پرده نقره ای سینما در آثار

 بهرام توکلی به شکلی چندلایه و در ابعاد مختلف دنبال می شود. به بیان بهتر، توکلی در

 آسمان زرد کم عمق به سیاق آثاری که پیشتر از او سراغ داشتیم با تکیه بر انتخاب ایده

اولیه درام، شیوه شخصیت پردازی و تکیه بر کدگذاری های رفتاری، کنار همنشینی کنش

 و واکنش های داستانی، شیوه روایت داستان، رفت و برگشت های زمانی، از بین بردن

 معنای جغرافیا و زمان با تعریف متداول آن، شیوه کارگردانی و بازی با رنگ و نور سعی

 دارد قواعد ذهنی مخاطب را در نوردد و او را به ضیافتی اصیل و سینمایی دعوت کند.

 


    در سینمای توکلی تمام تلاش نویسنده فیلمنامه بر این اصل استوار است تا در گام

اول نظم ذهنی مخاطب را برهم بزند و در گام بعدی، ذهن او را درگیر دنیایی پیچ در پیچ

 (به معنی مثبت کلمه) کند تا توان و ظرفیت ذهن مخاطب را برای واکاوی دنیای ذهنی

 تازه ارائه شده بسنجد. این خصوصیت در تمام آثار توکلی با کمک شیوه روایت رفت و

 برگشتی برای شکستن ترتیب زمان و مکان و در مرحله ای جدی تر از آن با برهم زدن

 نظم منطق کلیشه ای حاکم بر ذهن مخاطب برای تشخیص روابط علّی و معلولی به

سرانجام رسیده است.
    توکلی در تلاش است در بازه زمانی درگیری مخاطب با اثر، ضمن ارائه منطق ذهنی

 خود به مخاطب، ذهن تماشاگر را با دنیای سیال وقایع فیلمنامه و دنیای ذهنی شخصیت

 های اثر همراه کند. آسمان زرد کم عمق هم از این قاعده مستثنی نیست.
    توکلی با تکیه بر اصل نابودی هرچیز در اوج زیبایی و دستمایه قراردادن خانه محل

وقوع داستان در قالب یک شخصیت مستقل و تاثیرگذار در پیشبرد داستان، منشوری

 چندوجهی را ترسیم و تعریف کرده است.

    در دنیای آثار توکلی حتی مفهوم آغاز و پایان داستان هم چندان ارتباطی با تعاریف

 رایج آن ندارد. در شیوه روایت داستانی ساختاری آثار این فیلمساز و در بستر جریان

 سیال ذهن این امکان وجود ندارد تا مخاطب بتواند با قاطعیت فلان سکانس یا بهمان

 کنش داستانی را به عنوان نقطه عطف آغاز یا پایان داستان در نظر بگیرد.

    در سینمای توکلی چه در «پرسه در مه» و چه در اثر پیشین او «اینجا بدون

 من» چندین و چند پایان و چندین و چند آغاز قابل تصور است. حتی قضاوت درباره

 نقش شخصیت ها در ایجاد کنش و واکنش های داستانی هم دشوار است. در سینمای

 توکلی تشخیص این که کدام یک از شخصیت ها نقش پررنگ تری در پیشبرد درام

دارند و می توان آنها را به عنوان شخصیت اصلی برشمرد نیز وجود ندارد.

    با همین توضیح باید اشاره کرد از آنجا که مشخص نیست کدام یک از رخدادها و

 تصمیمات در دنیای واقعی رخ داده و کدام یک در دنیای ذهن شخصیت ها، اصولانمی توان بر اساس منطق ذهنی تبدیل به عادت شده در مورد آثار توکلی سخن به میان آورد.

 


    در واقع، مخاطب در ضیافت ذهنی سینمای توکلی توان تشخیص این که کدام یک از

 رخدادها یا نتیجه گیری ها زاییده ذهن شخصیت هاست و کدام یک منطبق بر واقعیت

 عرفی، راه به جایی نخواهد برد.

 


    همین خصوصیت است که به مخاطب امکان می دهد پس از خروج از سالن سینما

 بارها و بارها تماشای دوباره اثر را در دنیای ذهنی خودش تجربه کند و هربار با نقطه ثقل

 گرفتن یک بخش از داستان یا یک شخصیت یا یک برداشت از واقعیت، باقی رخدادها

 را کنار هم بچیند و در نهایت تجربه ای تازه را درک کند.

    آسمان زرد کم عمق بار دیگر در نقش اثباتی بر این مدعا ظاهر شده که دنیای

فیلمسازی بهرام توکلی دنیایی ساده و دم دستی نیست. او با تکیه بر معنای ذاتی سینما و

 روی دوش قوای ذهنی مخاطب اثرش بیننده را دعوت به یک ضیافت سینمایی می کند،

 ضیافتی که همراهی کردن با آن نیازمند نوعی جنون و جرات روحی و تصویری است.

 دنیای سینمایی این کارگردان نسبتی با بی حوصلگی ندارد و اصولاروبه رو شدن با این فیلم

 به مثابه اثری ساده فهم (بخوانید دم دستی) و احتمالامطابق با قواعد درام کلاسیک

 بیشتر به تلاشی بیهوده می ماند.

 


    نکته اینجاست که اگر مخاطب با آثار توکلی با عینکی غیرمنطبق با منطق آثار توکلی

 و با ذهنیات کلیشه ای و بدون انعطاف روبه رو شود، راه به جایی نخواهد برد و قطعا

مقاومت برای فهم معنای اصلی این آثار به مخالفت ها ی چشم و گوش بسته منجر می

 شود؛ چرا که ظرف و مظروف از بیخ نامتناسب است .

 


    ساده فهم نبودن دنیای سینمایی توکلی به این معنا نیست که این آثار برای مخاطب

 خاص ساخته شده است یا فهم آنها نیازمند دراختیار داشتن چندین و چند رساله و لغت

 نامه است، بلکه به آن معناست که روبه رو شدن با آثار این فیلمساز نیازمند ذوق ورزی

 ذهن مخاطب و تمایلش برای لذت بردن از معنای اصیل سینما به عنوان ماشین رویاسازی

 است، اگرنه این قلم هم هیچ گاه با ساخت آثار شخصی بی مخاطب موافقتی نداشته و

 ندارد.

جام جم-محمد رضا مقدسیان

/ 0 نظر / 5 بازدید